Sonntag, 11. Mai 2008

Afghanistan(Pashtoon Land) Creation, An Indepth analysis

There has been a log of discussions, as to how, why and under which circumstances was Afghanistan created. It is no doubt that the nomadic Pashtoon tribes have lived for some period of time in the southern areas of Sullaiman Mountains. New historical facts point to one often told legend that they are a part of the lost tribes of israel. This has been under scrutiney for decades now some renowned History professors. But that is not what I wanted to explain for the moment. I was surfing through the pages today and I found a very interesting essay by Professor Lalzad, in ariaye.com which I would like to share it with you. To get the full story please click on the following link:

http://www.ariayemusic.com/dari3/images/lalzad4.pdf

!? آهنگ وحدت ملی يعنی برابری



دويچه ويله : به سلسله بحث در رابطه با جايگاه زبان فارسی دری در افغانستان و ريشه ها و دلايل فارسی ستيزی در اين کشور اينک بعد از گفتگو های اختصاصی با صاحب نظران چون داکتر اکرم عثمان، اعظم رهنورد زرياب، لطيف ناظمی و پروفيسور داکتر مجاوراحمد زيار مصاحبه داريم با محمد آصف آهنگ، پژوهشگر افغان مقيم در کانادا. آقای آهنگ در صحبت خود پياده نمودن ايديو لوژی فاشيزم در افغادستان را دليل اصلی مشکلات امرو زی ميداند. به گفته آهنگ: " نعیم خان ومحمدگل خان مهمند درنظرداشتند تا فارسی را ازافغانستان که زادگاه این زبان است دورکنند وپشتو را جانشین آن نمایند. بجای اينکه بگذارند تا پشتو و فارسی دری و ساير زبان های کشور ما همزمان رشد کنند و کاملتر شوند. این است نقطه آغازاختلافات وتعصبات درمقابل زبان فارسی دری"...
دویچه ویله: آقای آهنگ درابطه با برخورد وزارت اطلاعات وفرهنگ افغانستان با چندتن ازکارمندان رادیو- تلویزیون دولتی درمزارشریف ، واکنشهای گوناگون تا به حال وجود داشته اند، برخی ازمبصرین ازگذشته ها یادکرده اند و از زمانی که برخورد خصمانه جزء برنامه های حکومت درافغانستان بوده و برخی از ضربه های کشنده بر پيکر وحدت ملی افغانستان.
اگربحث علمی زبان شناسی اين گفتمان را کنار بگذاريم که طی هفته های گذشته مطالب زياد در اين زمينه مطرح شده اند؛ پیشینه برخورد ها در رابطه با مساله زبان وزبان فارسی و وحدت ملی درافغانستان به چه شکل بوده است؟
آهنگ: زمانی که ما ازافغانستان صحبت می کنیم، پس آغازمی کنيم با احمدشاه بابا بنیانگذار افغانستان.
از زمان احمدشاه بابا تا سقوط شاه امان الله هیچ گونه تعصب درمقابل زبان فارسی وجود نداشت. ببینید احمدشاه بابا خود به زبان فارسی شعرمی گفت و به همین شکل پسرش تیمورشاه. بناءً ما می بینیم که درآن زمان به زبان فارسی دری نه تنها شاه و گدا درکشورما ارج ميگذاشت بلکه در هندوستان، ترکیه وبسا جاهای دیگرنيز.
اما زمانی که فاشیزم درافغانستان آورده شد وجزء برنامه های حکومتی گردید، وضع طوردیگرشد. دراین میان می توان ازدونفرنام برد: یکی محمد گل خان مهمند ودیگرنعیم خان.
این دونفرکه تحت تاثیرتبلیغات فاشیزم هیتلری قرارگرفته بودند؛ خواستند تا درافغانستان نیز ازاین ایدیولوژی استفاده کنند. آنها تجربه کردند که اتا ترک درترکیه وانگلیسها درهندوستان زبان فارسی را تا جای زیاد ازبین بردند وزبان ترکی و اردو را جانشین آن کردند.
نعیم خان ومحمدگل خان مهمند درنظرداشتند تا فارسی را ازافغانستان که زادگاه این زبان است دورکنند وپشتو را جانشین آن نمایند. بجای اينکه بگذارند تا پشتو و فارسی دری و ساير زبان های کشور ما همزمان رشد کنند و کاملتر شوند. این است نقطه آغازاختلافات وتعصبات درمقابل زبان فارسی دری .
دویچه ویله : ممکن است که یکی دومثال مشخص بگویید که چه کارهای ازطرف حکومت برضد زبان فارسی دری صورت گرفت؟
آهنگ : درگام نخست تدویرکورس های پشتوبود، که مامورین مجبوربودند درظرف چند ماه پشتوبیاموزند ونامه های رسمی خود را به زبان پشتوبنویسند. بعداً لوحه های دکان ها ودفاترودیگرجاها راتغییردادند. درپهلوی آن برخی ازفارسی زبانان رابخصوص ، مردمان اهل تشیع وهزاره ها را ازمکتب ها به نام های مختلف اخراج می کردند و چانس آموزش بالاترازصنف دهم را به آنها نمی دادند.
نام های تاریخی کشورما را تغییردادند و با آوردن قانون ناقلین – برخی از پشتونها را از هندوستان به افغانستان انتقال دادند. درضمن می خواهم یک مثال دیگر را برای شما بیاورم . زمانی که موج کوتاه رادیو کابل افتتاح گردید؛ محمدنعیم خان سخنرانی به زبان پشتونمود که در جريده اميد، شماره 204 ، صفحه سوم، مورخه 28 ام حوت سال 1374 به چاپ رسيده است. من ترجمه فارسی چند سطر اين سخنرانی را، اگر اجازه باشد، ميخوانم.
دویچه ویله: بفرماييد...
آهنگ: در سخنرانی چنين آمده است: "بنام خدای بزرگ وبه خواست ملت نیک بخت وشجاع پشتون ، موج کوتاه رادیوکابل را افتتاح می کنم.
عزیزان وشنوندگان پشتون به این محتاج نیستم که اهمیت رادیورا بیان کنم ....."
حالا خوب دقت کنید؛ دراین چند سطرازاقوام دیگرکه خیر، حتی نام افغانستان وافغان گرفته نمی شود.
دویچه ویله : آقای آهنگ واکنش مردم ودیگرمقامات دولتی در آنزمان با اينگونه سياست ها به چه شکل بود؟
آهنگ : وقتی که مردم این اوضاع را دیدند دست به مبارزه زدند ودرهرگوشه وکنارواکنش های شدید نشان دادند.
ظاهرشاه که این اوضاع را دید، مجبورگردید که هاشم خان را درپهلوی بسیاردلایل دیگربه همین دلیل نیز،ازکارش سبکدوش نماید وعموی دیگرش، یعنی شاه محمود خان را جانشین او بسازد. شاه محمود خان که طرفدارسیاست های فاشیستی نبود چند نفرازبزرگان اقوام را نزد خود خواست و روی شانرا بوسید وگفت که دشمن شما محمدگل خان مهمند بود من اورا برطرف نمودم ،حالا بیایید گذشته را صلوات.
شاه محمود خان نجیب الله خان تورایانا را وزیرمعارف تعیین نمود و او بودکه تلاش زیاد برای احیای دوباره زبان فارسی درمکاتب و ادارات به خرج داد. اما متاسفانه که نعيم خان و داودخان شاه محمود خان را که ميتوان از جمله دولتمردان ملی کشور مان حساب کنيم، با دسيسه از قدرت به دور کردند و يکبار ديگر با سياست های خود بر ضد وحدت ملی قرار گرفتند.
دویچه ویله : با این پس منظرکه ارائه نمودید، فکرمی کنید سیاست های را که حالا وزارت اطلاعات وفرهنگ درپیش گرفته تا چه اندازه به وحدت ملی افغانستان آسیب می رساند؟
آهنگ: وحدت ملی نیازاصلی وا ساسی ما است. ما به وحدت ملی احتیاج داریم . ما افغان هستیم ونباید برتری جویی نماییم. حالا ببینید اگرخدای ناخواسته ، خدای ناخواسته جدایی ها درافغانستان به وجود بیایند و سرزمین ما دچارچند پارچگی شود ما به هرجایی که برویم نسل درنسل بیگانه خواهیم بود ، بناءً چرا ما باید خانه خود را ویران کنیم و وحدت ملی خود را به خطربیاندازیم .
هستند مردم هزاره ما که درایران مهاجراند ولی مورد قبول ایرانی ها نیستند، به همین شکل پشتونهای ما درپاکستان مورد اعتماد وپذیرش قرارنمی گیرند. بناءً وحدت ملی را جدی بگیریم ؛ وحدت ملی یعنی برادری وبرابری وبرای همه شهروندان ، چه مسلمان چه هند و .
فراموش نکنیم که پدران ما هندو بودند، چرا باید بالای یکدیگرفخربفروشیم که من اینم وتو آن.

*************

امير کرور خرم پهلوان و بقيه قضايا !
عنايت وارستهچندی قبل سايت انجينير صاحب زبان دری ! جناب خليل الله معروفی ، بقلم اين نابغه ملی! به وزير فرهنگ افغانستان ، اخطار داد، جلو تهاجم فرهنگی زبان ايرانی! به زبان « دری!» را بگيرد . ا نجينير صاحب معروفی ، از دير باز ، موفق به اختراع ماشين « فارسی ياب!» شده که اين آلت مدرن بدون درنگ ، کلمات فارسی ايرانی ! را از واژگان د ری! تشخيص ميدهد و پدر فارسی زبان را در می آورد!اما حمله امير کرور خرم الدين ! به زبان فارسی ، گمان نميبرم ، کار يک شخص يا يک وزارت باشد. آنانيکه بر قانون اساسی ساخت امريکا ! دستبرد زدند و کلمه زبان فارسی را به لسان دری ! مبدل کردند، برای تفنن و تفريح نبوده است . آنان ، حکومتگران قبيله گرای اين کشور اند. آنان ، خود را باشنده اصلی خاک ، و مليت های ديگر ، در زمره فارسی زبان ها را ، باشندهگان درجه دوم يا شايد « مهاجر وبيگانه » می انگارند. هرکس ، فارسی خوب و پاکيزه گپ بزند، در نظر آنان ، خاين ملی و جاسوس ايران است!آنان ، در دوره آل يحيی ( نادر و ظاهر) زبانی را پايه گذاری کرده اند ، که به زبان جانور های جنگل بيشتر شباهت دارد تا زبان آدم های امروزی، اين زبان ، که ترکيبی از پشتو، عربی ، هندی و فارسی است ، به نام « لسان دری» ياد ميشود، نمونه ای ازين زبان را ارائه ميدارم : ( موسسه مرستون ، ابلاغ کرد، چوکی های داغمه جوار سرکهای شير شاه مينه و پوهنتون ، جمع آوری و به گدام اين موسسه نقل مکان ميشود !)( ارتشای مامورين هر موسسه ، در سجل آن ثبت و مامور به مجازات سوق ميشود !) ( کابل شاروال ، ميگويد، چقری و کند و کپر سرکها ، که در جنگهای دسته جات مجاهدين ، خراب شده، ترميمات عاجل را بکار دارد !)اين عبارت ها و فقره ها ، هيچکدام فارسی د رست و معياری نيست، برخی از واژه ها و مصطلحات آن در هيچ يک از فرهنگهای فارسی ، ثبت نشده است ، يعنی از زبان های ديگر ميباشد!يک جريان و حلقه معلوم الحال فاشيستی ، در جهت تخريب و تجزيه زبان فارسی، زير چپن جلالتمآب کرزی، تشکيل شده و اهالی فارسی زبان را، مورد تهديد، اتهام و حتا مجازات قرار ميدهد که اکنون از مرز استتار برون آمده و اين تهاجم هژمونستی ، علنی شده است!اگر زبان فارسی و دری دوتا زبا ن است ، پس چرا بنياد فرهنگ ايران ، کتابهای مرحوم حبيبی را انتشار داده است؟چرا ، مدرسان دانشگاه کابل وبلخ ، کتاب های تخصصی و دانشگاهی ايران را در سر کلاسهای درس ميبرند و خط به خط آن را به دانشجويان ديکته ميکنند، حتا کتابهای طبی و مهندسی و کشاورزی را!اگر زبان شما و زبان فارسی دوتاست، چرا ، آقای کرزی و ديگر دولتمردان که برای گدايی گاه به ايران سرميزنند، با خود « مترجم » نميبرند؟به اين خرف شده ها و وجدان فروخته ها ، بايد گفت ، جنگ با زبان فارسی ، که هفتاد مليون ايرانی و سرمايه عظيم نفت و گاز را با خود دارد ، عرض خود بردن است وبس !شما بهتر است به تقويت زبان پشتو همت گماريد ، تا خدای نخواسته، ناگهان ، عمر آن به سر نرسد و سر تان بی کلاه نماند !

************

به کار گیری زبان فارسی مجازات دارد؟

دويچه ويله : وزارت اطلاعات وفرهنگ افغانستان ، در یک اقدام عجیب وغیر قابل باور یک خبر نگار و دومدیرمسئول خبر رابخاطر استفاده از واژه دری مورد مجازات قرار داد. در نامه ارسالی وزارت به تلویزیون محلی بلخ امده است که بصیربابی به علت استفاده از کلمات خلاف اصول فرهنگی و اسلامی ،از وظیفه سبکدوش است واین تخلف باید در سابقه کار ی اش تذکر داده شود .
آقای بابی درگزارشی که برای تلویزیون ملی که از کابل پخش میشود تهیه کرده بود ،واژه دانشکده را به عوض پوهنحی و واژه دانشگاه رابه جای پوهنتون وهکذا دانشجویان رابعوض محصلین به کار گرفته است . آقای خرم درابتدای کار دروزارت ، تصاویری را که در زمان آقای رهین ، به دیوار های تالار مطبوعات نصب شده بود برداشتند وحتی برخی روایت ها خبر از شکستاندن تصاویر امان الله خان غازی وملکه ثریا میداد. آقای داکتر حلیم تنویر از دستیاران آقای خرم و هم حزبی های سابق شان در پاسخ به اعتراضات برخی از منتقدین گفت که بر داشتن تابلو ها به خاطر رنگمالی تالار ، لازم بود وپس از رنگمالی ، دوباره نصب خواهند شد .
اما رنگما لی تا هنوز پایان نیافته است وتا بلو ها هم نصب نشده است و آقای داکتر نیز از دروغی که گفته بود پشیمان نیست . هنوزمدت زمان زیادی نگذشته بو د که آقای خرم لوحه سر دروازه وزارت را که به زبان فارسی نوشته شده بود ، برداشته ودر عوض آنرا به زبان انگلیسی و پشتو نوشت .
متعا قب آن عنوان "نگارستان ملی " را برداشته وبه جای آن لفظ گالری ملی را نوشت . آقای نجیب منلی یکی دیگر از دوستان وهمکاران وزیر دلیل اینکار را جلب توجه خارجیان میداند . زیرا به زعم حضرت ایشان گالری در زبان های خارجی ، محلی را میگویند که تابلوها در آنجا به فروش هم میرسد در حالیکه نگارستان این مفهوم را افاده نمی کند. بنا به منطق آقای منلی ، آثار و صنایع دستی افغانستان را که عمدتاً خارجیان خریدار آن هستند ، باید به نام های خارجی ، نامگذاری کرد .
حتی برخی از مراکز سیاحتی مثلاً بند امیر ، یا استالف و نظایر آنرا نیز با الفاظ خارجی ، معرفی کنیم ، زیرا خارجی ها کمک میکنند .این گونه فریفته دیگران شدن ودر عین حال کسی را به جرم کار برد زبان مادری اش به ترویج زبان بیگانه متهم ساختن ، نه فقط مضحک بلکه رقت آور نیز هست . البته وزیر صاحب و دستیارانش نمیتوانند ، واژه نگارستان را خارجی قلمداد کنند، هرچند میتوانند ، با توجه به استفاده از واژه نگارستان ، با پسوند چینی ، در هشت صد سال قبل، این کلمه را تکفیر نمایند وجا اندازی آنرا توطئه مائو ویست های نقابدار معرفی کنند وخواستار حذف آن از کتابها ی تاریخی و ادبی گردند .
چنانچه برادر مجاهد نا م دار آقای گلب الدین راکت کار ، بنیانگذار نهضت بکش بکششن در دانشگاه کابل، هنگام ورود به دره سرخ پارسا ، اسم آن دره را سبز پارسا گذاشت . اینکه محترم وزیر صاحب چه نیت ها ومقاصدی در سر دارند ، مسئله ایست که کسی نمی تواند از ضمیر ودرون وی با خبر باشد . اما نتایج و پی آمد های اقدامات ایشان جز تخم نفاق و خصومت میان مردم افغانستان کاشتن ، چیز دیگری نخواهد بود . در شرایط و اوضاعی که فوری ترین مسئله برای مردم افغانستان تأ مین حد اقل اعتماد به همدیگر است ، این چنین بر خورد هایی ، با هر نیت و قصدی که باشد ، روند همبستگی مردم افغانستان را اخلال میکند . چیزی که قبل از همه طالبان و تروریستها و حامیان خارجی آنان ازآن بهره می برند .
البته این روشن است که زبان دری فارسی ، مستحکمتر و ریشه دار تر تنومند ترازآن است با چنین بادهایی از جا بجنبد ، این در مورد هر زبان دیگروازجمله زبان پشتو نیز صادق است .زبانها نه با توطئه به وجود می آیند ونه با دسیسه چینی ، به کمال بلوغ می رسند . تا بتوان آن ها را با دسیسه و توطئه از بین برد و از میان بر داشت. زبان پدیده ایست که هم پا با رشد وتکامل جوامع انسانی رشد می کند و با رکود و توقف آنها خلل پذیر میگردد. بنا بر این توطئه و دسیسه وجعلکاری و تقلب نه در رشد و اعتلای آن و نه در انحطاط آن هیچ اثری ندارد .
نگرانی البته از آنجا نا شی میشود که این نوع بر خورد ها ، زمینه ساز تکرار آن حوادثی گردد که در دهه هفتاد ، همه مردم مارا با خطر نیستی و نا بودی مواجه ساخته بود. تردیدی نیست که تلاشهای موذیانه ای در این را ستا که تاریخ بر ما تکرار گردد جریان دارد .ولی در این هم تردیدی نیست که آگاهی مردم از این جریانات ، می تواند خنثی کننده آن باشد .

*******************

تخریب بودای بامیان از سوی طالبان واقدام وزیر فرهنگ ،دوپروژه در مسیر یک هدف!

خبرگزاری صدای افغان : دیشب «عماد معینه» یکی از فرماندهان بزرگ حزب الله لبنان در اثر وقوع یک انفجار تروریستی در شهر دمشق سوریه به شهادت رسید واین موضوع بلافاصله در تمام رسانه های خبری جهان انعکاس وسیع یافت وحزب الله لبنان در طی اطلاعیه ای شهادت اورا تبریک گفته ودر حسینیه سید الشهداء در جنوب بیروت مجلس گرامی داشت اورا برگذار نمود ومقامات مختلف سیاسی جهان به انحاءمختلف عکس العمل نشان دادند.ولی این خبر در رسانه ملی افغانستان یعنی « رادیوی ملی افغانستان» که تحت نظارت جناب وزیر اطلاعات وکلتور افغانستان است ،به گونه ای دیگر انعکاس یافت که جالب ومایه حیرت بود واین است متن دقیق خبر که دیشب۲۴ /11/86 درساعت 8 از رادیوی کابل پخش گردید:« یکی از رهبران ارشدفلسطینی حماس! در اثروقوع انفجاردرشهردمشق سوریه کشته شد. گروه حماس مقصر کشته شدن این فلسطینی ، اسرائیل را معرفی کرده است ولی یک نطاق اسرائیل از ابراز نظر در این باره خودداری کرده وهمچنان اسرائیل وسوریه تا حال عکس العمل درباره مرگ عماد معینه نشان نداده اند. » هفته قبل که آقای بصیر بابی خبرنگار رادیو وتلویزیون ملی به جرم تلفظاز واژه فارسی « دانشگاه » به جای «پوهنتون» وواژه « دانشکده» به جای« پوهنئحی » وواژه «دانشجو یان» به جای «محصلین )ازسوی وزیر محترم اطلاعات وکلتور،جریمه ومکافات گردید وحساسیت های زیاد را برانگیخت که قرار است جناب وزیر سه شنبه هفته آینده در برابر این اقدام ونظایر آن مثل: تبدیل نام «نگارستان» به «گالری» که ( این هم خود ، واژه بیگانه است) ونیز نامگذاری تمام جاده ها وخیابانها به زبان پشتو در مجلس جوابگوباشد. اماوقتی خبرنگاربی بی بی سی علت ماجرا را از وزیر محترم اطلاعات خواستار شده او در جواب می گوید که خبر نگار مذکور یعنی آقای بابی به خاطر بی دقتی در عرصه خبر نگاری که وظیفه اوبوده وتوجه نکرده ,عمل اوخلاف قانون اساسی بوده لذاوی را مکافات ومجازات نموده است!حال سئوال اینجاست که این وزیر بادقت، نسبت به پخش اخبار بین المللی ازرادیویی که درواقع زبان دولت افغانستان است وبی دقتی در پخش ونشر اخبار کذب وخلاف واقع ،به وجهه دولت افغانستان لطمه می زند چه قدرتوجه داشته است؟ واینکه به جای کشور «لبنان» از «فلسطین» وبه جای «حزب الله» از«حماس »سخن بگوید چه قدر به آن اهمیت میدهد ؟یاشاید اینکه جناب وزیر بگوید که چه فرق می کند هردو حزب (حماس وحزب الله) وهردوکشور(لبنان وفلسطین)دشمنان اسرائیل اند!البته معلوم است که این عمل غیر متمددانه وضد فرهنگی وزیر فرهنگ ،جزبرانگیختن حساسیت های قومی وزبانی در کشور ودامن زدن به عصبیت های کور قبیلوی، چیزی دیگری نمی تواند باشد وگرنه درودیوار شهرکابل وشهرهای افغانستان، پراست از واژه های بیگانه وادامه این گونه حرکات ناشیانه که برخلاف اصول انسانی وقانون اساسی کشور است ،درواقع بازگشت به تاریخ گذشته است که بارهامشکلات زیادرا برسرراه وجدت ملی قرارداده واگر نبود هوشیاری مردم مسلمان افغانستان ، واقعا آب به آسیاب دشمن ریخته می شد. وبازامروزدرعصریکه شعار دموکراسی واحترام به فرهنگ ها و ارزش گذاری به تمدنها سرداده می شود و زبان یکی از عناصر اصلی وکلیدی شناخت فرهنگ یک ملت را تشکیل میدهد ،برای نابودی آن تلاش های مذبوحانه ای صورت می گیردکه اگر به پاسداری ودفاع از آن، اقدام صورت نگیرد خطر نابودی واستحاله شدن وجود خواهد داشت! پس برهمه روشنفکران وقلم بدستان واصحاب رسانه وچهره های ادبی وفرهنگی کشور،لازم است که برای دفاع از هویت فرهنگی وزبانی شان دست به کار شده وعلیه این گونه اقدام های ضدفرهنگی ونفاق افگنانه میان آحاد ملت ما ومتکلمین به دوزبان رسمی کشور ،به پاخیزند وجلو اینگونه حرکتهای فاشیستی وقبیلوی را بیگیرند وگرنه کشور به سوی تجزیه به پیش خواهد رفت ویا در آینده از علم ،فرهنگ ،دانش ودانشگاه خبری نخواهدبود .واقعااگر دیروز طالبان باشمشیرتحجر به نابودی هویت فرهنگی کشور ،اقدام نمودندوبزرگترین جنایت فرهنگی وجبران ناپذیر را درقالب تخریب بودای بامیان، به نام دین وشعارمذهب رقم زدند امروز روشنفنکر مآبان ،با شمشیر روشنفکری وباساطور قانون به نابودی فرهنگ اصیل مردمان این سرزمین کمر بسته اند که نتیجه هردوپروژه درمسیریک هدف است وآن نابودی فرهنگ اصیل این سرزمین است که چیزی جزهمین مطرح ساختن تبعیض میان زبانهای رسمی کشور ونیزشخصیتهای ادبی وچهره های فرهنگی در تاریخ، از آن به جانگذاشته اند درحالیکه شخصیتهای مارا هم دیگران در صدد مصادره آنهاست و این گونه عمل های فرهنگ ستیزانه ازدرون، ثابت می کندکه این شخصیتها متعلق به کشور مانبوده و ما اصلا لیاقت افتخارکردن به داشتن این چهره ها راحتی در گذشته ای تاریخی کشور خویش نداریم واین عمل ها ی شتاب آلود وضدفرهنگی مشروعیت یخشیدن به ادعای دیگران است وبس !که یقینا اگر دربرابر اینگونه حرکتها مقاومت صورت نگیرد با کوچکترین سستی وغفلت در آینده چیزی به نام هویت فرهنگی وزبان به نام زبان مادری نخواهیم داشت
http://www.ariayemusic.com/etlaat/farsi/mat10.html

"دري" ، "فارسي دري" و" فارسي" در آيينهء تاريخ






دويچه ويله : اينکه آيا يک بخش مهم مردم افغانستان به زبان دري ، فارسي دري ويا فارسي تکلم مي کنند ازجمله سوالهايي مي باشند که پس از اقدامات اخير آقاي عبدالکريم خرم وزير اطلاعات و فرهنگ افغانستان داير بر توبيخ ومجازات دوخبرنگار درافغانستان ؛ افکارعامه را به خود جلب نموده اند. سيد روح الله ياسرخبرنگار دويچه ويله ضمن گفت وشنودي با آقاي نصيرمهرين پژوهشگر تاريخ افغانستان ، اين مهم را مورد بررسي قرار داده است .

دويچه ويله : آقاي مهرين چنانچه شما هم در جريان هستيد بحث فارسي دري و بحث برکناري خبر نگار راديو تلويزيون محلي ولايت بلخ در رسانه ها خيلي داغ است . سوال در اينجاست که پس منظرتاريخي اين موضوع چگونه است و از کي زبان فارسي و فارسي دري رايج شده و سر زبانها افتاده اند ؟

مهرين : بار ها در خلال چندين سده در آثار متعدد در مورد زبان فارسي ، دري ، فارسي دري ، دري فارسي؛ اشاره هايي رفته اند و پژوهندگان به اين موضوع اشاره کرده اند . مثلاً از آثار مهمي که مورد استشهاد قرار مي گيرند، الفهرست ابن نديم است. اما نکته مشترک دراين است که فارسي دري و دري فارسي نامهايي اند که گذاشته شده اند، به يک پيکر با پيشينه هاي مشترکي که وجود داشته اند وبرمي گردد به دوران ساسانيها. اما ازسده دوم و سوم هجري يا دوره اسلامي مي توان گفت که زمينه ها ازجهات متعدد براي فارسي يا فارسي دري که ما ازآن نام مي بر يم مساعد مي شوند. وازآن به نام فارسي نو ياد مي کنند. مثلاً تاريخ سيستان ، وقتي که اشاره مي کند به نخستين اشعار ويا خود فردوسي که اشاره مي کند به کليله ودمنه بهرامشاهي ؛ ازدري نام مي برد، ازپارسي نام مي برد، واگر با استناد بهتربگويم واميدوارم که اشتباه درمصرا عها نکنم دررابطه با کليله ودمنه عبدالله مقفع که در بهرامشاهي به فارسي دري تبديل مي شود؛ فردوسي مي گويد:

بفرمود تا پارسي دري

نبشتند وکوتاه شد داوري

دويچه ويله : درافغانستان مشکلي وجود داشته است که به علتهاي مختلف سياسي با زبان فارسي برخورد صورت گرفته است وگاه حتا خيلها نتوانسته اند به زبان خود شان صحبت بکنند. حتا کسرمعاش شده اند، ازوظيفه برکنارشده اند، يعني ازگذشته ها به اين صورت برخوردها صورت گرفته است. پس منظرتاريخي اين موضوع چه هست؟ وچرا اينگونه برخورد صورت گرفته است؟

مهرين : درکشورما تا جايي که دقيقتر مي توان گفت؛ دراواخر دههء 40 ( ميلادي ) خصوصاً با نيازهايي که سردارمحمد داود خان ونعيم خان ازمسئله دارند ، بخشي از دربار سلطنتي با مسئله يک مقدار توجه بيشتردارند وسعي مي کنند به گونه اي ازهويت آفريني تصنعي، چيزي را ايجاد بکنند وذهنيتي را القا بکنند که گويا دري زباني است کاملاً جدا ومربوط افغانستان است وهرنوع کلمات وواژه هايي که به ايران تعلق دارد ؛ فارسي ايراني است وازما بيگانه است. من فکرمي کنم که نهادينه کردن همچو ذهنيتي که با انگيزه هاي سياسي همراه بوده است ؛ مقدمات تفرقه ها ، بهره برداريها ؛، مظالم ، بي لطفيهاي ديگري را درقبال داشته است . دررابطه با زبان فارسي ؛ اساسش به صورت واضح تر درهمين دهه چهل( ميلادي) يا دههء بيست خورشيدي کشورمان ، با انگيزه هاي بهره برداريها وهويت آفرينها ي تصنعي گذاشته شده است.

دويچه ويله : ممکن است مشخصاً چند مثالي دراين مورد بگوييد؟

مهرين : طورمثال؛ کاربسيار بزرگ وارزنده اي از شاد روان محمد حيدر ژوبل درتاريخ ادبيات افغانستان وجود دارد که متاثر است ازهمين نيازها، واما بايد گفت ؛ زحماتي که کشيده اند ونوآوريهايي که انجام داده اند، قابل قدراست. اما درتمام کتاب به صورت کل؛ دري را به کارمي برد.هيچ جايي فارسي يا پارسي نمي گويد. درحالي که نتايج واستنتاجي که ازتحقيقات شان مي شود؛ نمونه هايي را که مي آورد؛ ازچهره هايي که عرضه مي کند، دقيقاً صحه مي گذارد به اينکه فارسي دري ودري فارسي باهم مواجه است؛ اما متاثراست ازهمان نيازهاي حاکميت که چيزي را به نام دري به خوردديگران بدهند ومجزا باشد اززبان فارسي .درمکاتب پس ازاين سالها قرائت فارسي به قرائت دري تبديل شدوبعد اين ذهنيت را تلقين مي کردند وپاسخ مي دادند به سوالات شاگردان که زبان ما زبان دري است وزبان ايرانيها زبان فارسي است. وما چيز جدا هستيم واين مسئله را درهمه جا دامن مي زدند وازآن وقت به بعد حتا نسلي را آفريد که با جعل درتاريخ و نيازهاي سياسي حاکميت ؛ امروز متاثر ازهمين نا آگاهي ازتاريخ وتاريخ زبان خود شده اند.

دويچه ويله : مشخصاً اگربگوييد درگذشته ها چگونه برخورد صورت مي گرفته است؟

مهرين : درگذشته ها مثلاً مي بينيم دردوران احمد شاه دراني نه تنها هيچگونه تعصب وجود نداشته است ، بلکه بسياري القاب ، نامها واصطلاحاتي را که به کار مي برند اصطلاحاتي بوده اند که درحوزه فرهنگي ما مروج بوده وهيچگونه مرزبندي اي دراين زمينه وجود ندارد. يگانه وقتي که اين تعصب سربلند مي کند؛ همين دوره اي است که پيشتر نام برديم.

دويچه ويله : به نظر شما انگيزه برخورد وزيراطلاعات وفرهنگ افغانستان بازبان فارسي افغانستان واستفاده يک فرد اززبان مادري اش چه مي تواند باشد.

مهرين : من وقتي با اين جهل ونا آگاهي وصدورحکم ومکتوب نوشتن شان به مزارشريف توجه کردم ؛ ووقتي ديدم سطح ديد وفهم وزيرازواژه ها خصوصاً که ضد اسلامي وخلاف اصول فرهنگي واسلامي يادش مي کنند ( درچه حد است ) ؛ به اين نتيجه رسيدم که انگيزه وزير اطلاعات وفرهنگ افغانستان ، همو دانش ودرک وفهمش است که پنداشته که موضوع همان طور هست. وانگيزه اش اينکه گويا وي واقعاً حرکتي انجام مي دهد اصولي واسلامي ، وچماق اسلامي هم که شناخته شده است ، وهمچو عناصر هميشه دراختيارخود مي گيرند. بايک مقدار توجه به واقعيات تفرقه افگنانه درجامعه که برخلاف مصالح وحدت ملي ماست ( درجامعه تکه تکه شده )؛ آدم متوجه مي شود که انگيزه اصلي وزيررا حمل گونه اي ازتعصب وتعصب نسبت به زبان فارسي تشکيل مي دهد . او مي بيند که اين زبان پويايي دارد، کارآمد است ، رشد مي کند وغنا مند مي شود. او با اين کارش يک فضاي فرهنگي خفقان زا را به وجود مي آورد . غير ازاين فکر مي کنم چيزي نباشد.

http://www.ariayemusic.com/etlaat/farsi/mat1.html